گنجور

شمارهٔ ۲۸ - همو راست

 
فرخی سیستانی
فرخی سیستانی » دیوان اشعار » قطعات و ابیات بازماندهٔ قصاید
 

ای دوستی نموده و پیوسته دشمنی

درشرط مانبود که با من تو این کنی

دل پیش من نهادی و بفریفتی مرا

آگه نبوده ام که همی دانه افکنی

پنداشتم همی که دل ازدوستی دهی

بر تو گمان که برد که تودشمن منی

دل دادن تواز پی آن بود تا مرا

اندر فریبی و دلم از جای برکنی

کشتی مرا به دوستی و کس نکشته بود

زین زارتر کسی را هرگز به دشمنی

بستی به مهر بادل من چند بار عهد

از تو نمی سزد که کنون عهد بشکنی

با تو رهیت را چو به دل ایمنی نبود

زین پس به جان چگونه بودبرتو ایمنی

خرمن ز مرغ گرسنه خالی کجا بود

ما مرغکان گرسنه ایم و تو خرمنی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام