گنجور

مثنوی

 
عراقی
عراقی » عشاق‌نامه » فصل نهم
 

ای خوش و فارغ، از غم ما پرس

عاشقان ضعیف را واپرس

عجز من بین، دعای من بپذیر

می‌توانی، به لطف دستم گیر

داری از عاشقان خویش ملال

خون ایشان چراست بر تو حلال؟

به کسی التفات کن نفسی

که ندارد به جز تو هیچ کسی

فارغی از درون صاحب درد

مکن، ای دوست، هرچه بتوان کرد

گر تو خوبی و ما ضعیف و فقیر

تابت، ای خور، ز ذره باز مگیر

رخ به ما می‌نما و جان می‌بخش

بر دل ریش عاشقان می‌بخش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام