گنجور

غزل

 
عراقی
عراقی » عشاق‌نامه » فصل نهم
 

نیست کاری به آنم و اینم

صنع پروردگار می‌بینم

حیرتم غالب است و دل واله

نیست پروای عقل، یا دینم

سخنی کز تو بشنود گوشم

خوشتر آید ز جان شیرینم

در جهان، گر دل از تو بردارم

خود که بینم؟ که بر تو بگزینم؟

کرمی کن، گرم نخواهی کشت

هم بدان ساعدان سیمینم

در جهان غیر عشق نپرستم

عشق‌بازی است رسم و آیینم

با عراقی، که عاجز غم توست

خرده‌گیری مکن، که مسکینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام