گنجور

غزل

 
عراقی
عراقی » عشاق‌نامه » فصل هفتم
 

گر ز شمعت چراغی افروزیم

خرمن خویش را بدان سوزیم

در غمت دود از آن به عرش رسد

آتشی کز درون برافروزیم

آفتاب جمال بر ما تاب

زانکه ما بی‌رخت سیه روزیم

تا ببینیم روی خوبت را

از دو عالم دو دیده بردوزیم

مایهٔ جان و دل براندازیم

به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟

همچون طفلان به مکتب عشقت

ابجد عشق را بیاموزیم

در غم عشق اگر رود سر ما

ای عراقی، بیا، که فیروزیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شمس الحق نوشته:

آیا دوست محترم ناشناس ما همان جناب اردشیر خان هستند که مجدداً قبای ناشناسی بر تن کرده اند ؟ اگر چنین است بدانند که از تفاسیر عالمانۀ ایشان بر برخی رباعیات خیام بسیار استفاده کردم ، اگرچه حقیر خود منتقد جدّی آن رباعیات مشهور بوده و هست و اگر لازم آید در این باب آمادۀ هرگونه بحث علمی و ادبی خواهد بود .
با احترام بسیار .

ناشناس نوشته:

در آغاز بیت ششم همچو صحیح است

کانال رسمی گنجور در تلگرام