گنجور

غزل

 
عراقی
عراقی » عشاق‌نامه » فصل سوم و چهارم
 

جنت قرب جای ایشان است

نور رضوان صفای ایشان است

جان من در هوای ایشان است

تن من خاک پای ایشان است

عقل کل هست گنگ و لایعقل

هر کجا ماجرای ایشان است

آفتابی، که عرش ذرهٔ اوست

مطلعش بر سمای ایشان است

به ازل، چون قبول یافته‌اند

ابد اندر بقای ایشان است

همه در عشق خود فنا طلبند

که بقا در فنای ایشان است

حلم و ترک و حیا نشانهٔ‌شان

علم و تقوی لوای ایشان است

از جناب خدای در دو جهان

این مراتب برای ایشان است

این مراتب به ذات ایشان نیست

کین کرم از خدای ایشان است

هرچه اندر جهان عراقی یافت

اثری از عطای ایشان است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام