گنجور

غزل

 
عراقی
عراقی » عشاق‌نامه » فصل دوم
 

ای ز روی تو آفتاب خجل

وز لبت آب زندگی حاصل

عاشقان را خیال عارض تو

در شب تیره نور دیده و دل

زانکه روی تو را ز غایت لطف

برگ گل شرمسار و لاله خجل

ز آرزوی قد تو سرو سهی

خشک بر جای مانده پا در گل

ای لبت را اسیر آب حیات

وی رخت را غلام شمع چگل

از برای کمند گیسویت

رشتهٔ جان عاشقان مگسل

رمقی بود باقی از جانم

که تو ناگه بدو شدی واصل

وای اگر خاطرت به جانب ما

لحظه‌ای دیرتر شدی مایل

اتفاقی عجب: عراقی و وصل!

زانکه آشفته گم کند منزل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام