گنجور

غزل

 
عراقی
عراقی » عشاق‌نامه » فصل دهم
 

ای ربوده دلم به رعنایی

این چه لطف است و این چه زیبایی؟

بیم آن است کز غم عشقت

سر برآرد دلم به شیدایی

از جمالت خجل شود خورشید

گر تو برقع ز روی بگشایی

زیر برقع، چو آفتاب منیر

اندر ابر لطیف پیدایی

در جمالت لطافتی است، که آن

در نیابد کمال بینایی

آن ملاحت، که حسن روی تو راست

کس نبیند، مگر تو بنمایی

منقطع می‌شود زبان مرا

پیش وصف رخ تو، گویایی

روز و شب جان به عاشقان دادن

از برای تو و تو خود رایی

نیست بی‌روی تو عراقی را

بیش ازین طاقت شکیبایی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام