گنجور

غزل شمارهٔ ۹

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

دیدی چو من خرابی افتاده در خرابات

فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات

از خانقاه رفته، در میکده نشسته

صد سجده کرده هر دم در پیش عزی ولات

در باخته دل و دین، مفلس بمانده مسکین

افتاده خوار و غمگین در گوشهٔ خرابات

نی همدمی که با او یک دم دمی برآرد

نی محرمی که یابد با وی دمی مراعات

نی هیچ گبری او را دستی گرفت روزی

نی کرده پایمردی با او دمی مدارات

دردش ندید درمان، زخمش نجست مرهم

در ساخته به ناکام با درد بی‌مداوات

خوش بود روزگاری بر بوی وصل یاری

هم خوشدلیش رفته، هم روزگار، هیهات!

با این همه، عراقی، امیدوار می‌باش

باشد که به شود حال، گردنده است حالات

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کورش نوشته:

حالات سالک بر یک منوال نیست و همواره در تغییر است مصداق فرمایش حضرت محمد ( ص) که هرکس دو روزش مثل هم باشد زیانکار است

مهرابی نوشته:

فارغ شده ز مسجد وز لذت مباحات/شاید مناجات درست تر باشد

ذبیح الله تاتار نوشته:

بیشتر غزلیات عراقی تصوفی است ودر اشعارش غالبا اهل ریا تظاهر پیشگان را کوبیده است
مباح یک فعل جایز است
اما در مقابل خرابات نقیضش مناجات می خواند
مناجات لذت دارد نه مباجات

کانال رسمی گنجور در تلگرام