گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ندیده‌ام رخ خوب تو، روزکی چند است

بیا، که دیده به دیدارت آرزومند است

به یک نظاره به روی تو دیده خشنود است

به یک کرشمه دل از غمزهٔ تو خرسند است

فتور غمزهٔ تو خون من بخواهد ریخت

بدین صفت که در ابرو گره درافکند است

یکی گره بگشای از دو زلف و رخ بنمای

که صدهزار چو من دلشده در آن بند است

مبر ز من، که رگ جان من بریده شود

بیا، که با تو مرا صدهزار پیوند است

مرا چو از لب شیرین تو نصیبی نیست

از آن چه سود که لعل تو سر به سرقند است؟

کسی که همچو عراقی اسیر عشق تو نیست

شب فراق چه داند که تا سحر چند است؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

راز نوشته:

در بیت سوم به نظر غم زده ات درست تر از غمزده تو است. بیت پنجم الف در مرا جا افتاده است.  

پاسخ: با تشکر، در بیت سوم با مراجعه به نسخهٔ چاپی «غمزه» جایگزین «غمزده» شد. مورد دوم طبق فرموده تصحیح شد.

7 نوشته:

کسی که همچو عراقی اسیر عشق تو نیست
شب فراق چه داند که تا سحر چند است؟
سعدی غزلی دارد با مطلع:
شب فراق که داند که تا سحر چند است
مگر کسی که به زندان عشق دربند است

عراقی و سعدی هم دوره بوده اند و به نظر میرسد چند سال زودتر از عراقی به دنیا آمده باشد..سعدی بین ۵۸۵ یا ۶۰۶ در شیراز به دنیا آمده و بین سالهای ۶۹۰ تا ۶۹۴ هجری در شیراز درگذشته است و عراقی به سال ۶۱۰ هجری قمری در کمیجان متولد شده و در سال ۶۸۸ ه. ق. در دمشق درگذشته است
در بسیاری از غزلها زبان شعر عراقی به سعدی نزدیک است.

کانال رسمی گنجور در تلگرام