گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۵

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

تا کی همه مدح خویش گوییم؟

تا چند مراد خویش جوییم؟

بر خیره قصیده چند خوانیم؟

بیهوده فسانه چند گوییم؟

ای دیده بیا، که خون بگرییم

وی بخت، بیا، که خوش بموییم

ما را چو به کام دشمنان کرد

آن یار که دوستدار اوییم

نگذاشت که با سگان کویش

گرد سر کوی او بپوییم

دانم که روا ندارد آن خود

کز باغ رخش گلی ببوییم

زین به نبود، کز آب دیده

خیزیم و گلیم خود بشوییم؟

گردی است به راه در، عراقی

آن گرد ز راه خود بروبیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام