گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۲

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز دلتنگی به جانم با که گویم؟

ز غصه ناتوانم، با که گویم؟

ز تنهایی ملولم، چند نالم؟

ز بی‌یاری به جانم، با که گویم؟

به عالم در، ندارم غمگساری

نمی‌دارم، ندانم با که گویم؟

ز غصه صدهزاران قصه دارم

ولی پیش که خوانم؟ با که گویم؟

چو مرغ نیم بسمل در غم یار

میان خون تپانم، با که گویم؟

فتاده چون بود در دام صیدی؟

ز محنت همچنانم، با که گویم؟

به کام دوستان بودم، کنون باز

به کام دشمنانم، با که گویم؟

مرا از زندگانی نیست سودی

ز هستی در زیانم، با که گویم؟

همه بیداد بر من از عراقی است

ز بودش در فغانم، با که گویم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

اهورا نوشته:

چقدر زیبا و پر سوز و گداز… چه حالی..

غلامعلی حامدبرقی نوشته:

با عرض سلام و احترام در سطر سوم نمی دارم به نظرم “غمی دارم” باید باشد

طلوعی احمدی نوشته:

بیت آخر عراقی خود را مخاطب قرار میدهد و می فرماید من خود را باید کنار بزنم تا به ارامش برسم.

کانال رسمی گنجور در تلگرام