گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۱

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ز غم زار و حقیرم، با که گویم؟

ز غصه می‌بمیرم، با که گویم؟

ز هجر یار گریانم، ندانم

که دامان که گیرم؟ با که گویم؟

ز جورش در فغانم، چند نالم؟

گذشت از حد نفیرم، با که گویم؟

مرا از خود جدا دارد نگاری

که نیست از وی گزیرم، با که گویم؟

به بوی وصل او عمرم به سر شد

فراقش کرد پیرم، با که گویم؟

شب و روز آتش سودای عشقش

همی سوزد ضمیرم، با که گویم؟

مرا خلقان توانگر می‌شمارند

من مسکین فقیرم، با که گویم؟

چنان سوزد مرا تاب غم او

که گویی در سعیرم، با که گویم؟

هر آن غم، کز فراقش بر من آید

به دیده می‌پذیرم، با که گویم؟

به فریادم شب و روز از عراقی

به دست او اسیرم، با که گویم؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام