گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۹

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

ما دگرباره توبه بشکستیم

وز غم نام و ننگ وارستیم

خرقهٔ صوفیانه بدریدیم

کمر عاشقانه بر بستیم

در خرابات با می و معشوق

نفسی عاشقانه بنشستیم

از می لعل یار سرمستیم

وز دو چشمش خمار بشکستیم

شاید ار شور در جهان فگنیم

کر می لعل یار سر مستیم

چون بدیدیم آفتاب رخش

از طرب، ذره‌وار، بر جستیم

چنگ در دامن شعاع زدیم

تا بدان آفتاب پیوستیم

ذره بودیم، آفتاب شدیم

از عراقی چو مهر بگسستیم

این همه هست، خود نمی‌دانیم

کین زمان نیستیم یا هستیم؟

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام