گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

عراقی بار دیگر توبه بشکست

ز جام عشق شد شیدا و سرمست

پریشان سر زلف بتان شد

خراب چشم خوبان است پیوست

چه خوش باشد خرابی در خرابات

گرفته زلف یار و رفته از دست

ز سودای پریرویان عجب نیست

اگر دیوانه‌ای زنجیر بگسست

به گرد زلف مهرویان همی گشت

چو ماهی ناگهان افتد در شست

به پیران سر، دل و دین داد بر باد

ز خود فارغ شد و از جمله وارست

سحرگه از سر سجاده برخاست

به بوی جرعه‌ای زنار بربست

ز بند نام و ننگ آنگه شد آزاد

که دل را در سر زلف بتان بست

بیفشاند آستین بر هردو عالم

قلندروار در میخانه بنشست

لب ساقی صلای بوسه در داد

عراقی توبهٔ سی‌ساله بشکست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

نیما نوشته:

در بیت نهم مصراع دوم فکر میکنم اشتباه تایپی وجود دارد. قلندوار بجای قلندروار نوشته شده است.
“قلندروار” در میخانه بنشست

پاسخ: با تشکر از شما، تصحیح شد.

کمال نوشته:

با سلام و عرض ارادت خدمت شما دوست فرزانه و محترم

آیا شما منظور عراقی را از این بیت می دانید چیست
عراقی بار دیگر توبه بشکست
عراقی توبه سی ساله بشکست

با سپاس فراوان
کمال پاریس ژانویه ۲۰۰۸

جستجو در لغتنامهٔ دهخدا: از این پس به کمک واژه‌یاب نقطه کام