گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۲

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

زان پیش که دل ز جان برآید

جان از تن ناتوان برآید

بنمای جمال، تا دهم جان

کان سود بر این زیان برآید

ای کاش به جان برآمدی کار

این کار کجا به جان برآید؟

کارم نه چنان فتاد مشکل

کان بی‌تو به این و آن برآید

هم از در تو گشایدم کار

کامم همه زان دهان برآید

بر درگهت آمدم به کاری

کان بر تو به رایگان برآید

نایافته جانم از تو بویی

مگذار که ناگهان برآید

بنواز به لطف جانم، آن دم

کز کالبدم روان برآید

کام دل خستهٔ عراقی

از لطف تو بی‌گمان برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام