گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۹

 
عراقی
عراقی » دیوان اشعار » غزلیات
 

اندرین ره هر که او یکتا شود

گنج معنی در دلش پیدا شود

جز جمال خود نبیند در جهان

اندرین ره هر که او بینا شود

قطره کز دریا برون آید همی

چون سوی دریا شود دریا شود

گر صفات خود کند یکباره محو

در مقامات بقا یکتا شود

هر که دل بر نیستی خود نهاد

در حریم هستی، او تنها شود

از مسما هر که یابد بهره‌ای

فارغ و آسوده از اسما شود

ور کند گم صورت هستی خویش

صورت او جملگی معنی شود

ور نهنگ لاخورش زو طعمه ساخت

زندهٔ جاوید در الا شود

صورتت چون شد حجاب راه تو

محو کن، تا سیرتت زیبا شود

گر از این منزل برون رفتی، یقین

دانکه منزلگاهت او ادنی شود

ما به جانان زنده‌ایم، از جان بری

تا ابد هرگز کسی چون ما شود؟

هر که آنجا مقصد و مقصود یافت

در دو عالم والی والا شود

هر که را دل رازدار عشق شد

کی دلش مایل سوی صحرا شود؟

هم به بالا در رسد بی‌عقل و دین

گر عراقی محو اندر لا شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام