گنجور

غزل شمارهٔ ۹۶

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

دوش از فراغ روی تو با روی سندروس

نالیده ام چو نای وفغان کرده ام چو کوس

گفتی به وعده دوش که کام از لبت دهم

افسوس ازین سخن که لبت می کند فسوس

آنرا که پای بوس میسّر نمی شود

خود دست کی دهد که کند با تو دست بوس

آیینه پیش دار و در ابروی خود نگر

بر عاج بین کشیده کمانی ز آبنوس

می ده که دیر و زود عظام رمیم من

دستاس سالخورده ی گردون کند سبوس

سرخ از چه شد کرانه ی این طشت نقره کوب

خون سیاوش است درو یا سرشک طوس

ابن حسام دل چه نهی در فریب دهر

پرهیز کن ز عشوه ی دامادکش عروس

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام