گنجور

غزل شمارهٔ ۹۲

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

شیخ را صومعه در رهن شراب است امروز

بر در میکده در چنگ ورباب است امروز

آنکه در میکده دی منکر می نوشان شد

در خرابات مغان مست و خراب است امروز

از می ای شیخ مرا توبه چه میفرمایی

توبه موقوف که ایام شباب است امروز

نرگس از غایت مستی سر ساغر دارد

قدح لاله پر از باده ی ناب است امروز

من چه خون کرده ام ای خون منت در گردن

چشم خون ریز تو در عین عتاب است امروز

بنشین تا نفسی با تو بهم بنشینیم

اخ ای عمر چه هنگام شتاب است امروز

بس که دوش ابن حسام از غم عشقت بگریست

مردم دیده ی او غرقه ی اب است امروز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام