گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

خطت مشکست و خالت عتبر تر

جهان را کرده ای پر مشک و عنبر

رخ ولبت را مپوش از دردمندان

زمعلولان که پوشد گل به شکر؟

قد سرو و لبت در روضه ی جان

نشان طوبی است و آب کوثر

رخت آیینه ی صنع الهی است

تعالی شانه الله الکبر

ز ابرویت که آن مشکین خیالیست

هلالی بسته ای بر ماه انور

برت گفتم کشم یک شب در آغوش

به خنده گفت ناید سرو در بر

مرا پیوسته هست از آرزویت

خیالی کج چو ابروی تو در سر

ببر آب و لطافت سرو و گل را

چو سرو ناز بر گلزار بگذر

درتو اهل دولت را مآب است

سر ابن حسام و خاک آن در

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعلین فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام