گنجور

غزل شمارهٔ ۷۰

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

رخت نمونه ی صورت نگار چین باشد

عجب که درهمه چین صورتی چنین باشد

به آستانه ی جنت فرو نیارد سر

سری که بر سر کوی تو برزمین باشد

هوای باغ و تمنای راغ در سر نیست

مراکه داغ هوای تو بر جبین باشد

دهان ز چشم من تنگدل چو پوشانی

مگیر خرده برآن کس که خرده بین باشد

دلم زعشوه ی چشم تو چون تواند رست

که فتنه ایش زهر گوشه درکمین باشد

بریخت مردم چشمت به غمزه خون دلم

برو حلال ولی مردمی نه این باشد

اگر نوازی و گر می کشی ترا زیباست

که نازنین چه کند کان نه نازنین باشد

ز دود سینه ی من گر حذرکنی شاید

که آه سوختگان دود آتشین باشد

شکیب ابن حسام از لب تو ممکن نیست

مگس چگونه شکیبد چو انگبین باشد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام