گنجور

غزل شمارهٔ ۶۵

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

شب عیش است و ساقی با شراب ناب می آید

زعکس طلعت او شعله ی مهتاب می آید

شب اندوه و تنهایی مرا از مطلع دولت

بشارت داد کان خورشید عالمتاب می آید

چو اندر دیده می آید خیال لعل می گونت

به جای آبم از دیده همه خوناب می آید

برفت از ناله ی من خواب خوش از دیده ی مردم

الا ای مردم دیده ترا چون خواب می آید

خیال ابرویت درچشم من پیوسته می گردد

مه نو بین که چون ماهی میان آب می آید

زتاب زلف مشکینت صبا بر خویش می پیچد

صبا را غالبا از پیچ زلفت تاب می آید

سواد ابن حسام از نامه می شوید به آب چشم

چو در وقت کتابت یادش از احباب می آید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام