گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

دلبری دارم که دل در بند زلف و خال اوست

عاشقانش را شراب از جام مالامال اوست

فتنه آن چشم فتانم که از هر گوشه ای

فتنه ای پر شیوه از دنباله دنبال اوست

حال وصف حسن او بالاترست از ممکنات

هرچه گوید عقل کل جزوی ز وصف الحال اوست

طفل ابجد خوان مکتب خانه اسرار عشق

نکته دان خرده بین رمز قیل و قال اوست

آن تجلی کز جلالت کوه را از جا ببرد

پرتوی از لمعه رخشنده اجلال اوست

دوست گو بنمای رو تا جان بر افشتانم برو

زانکه جان را وقت رحلت چشم استقبال اوست

روی دولت زان بدان خورشید روی آورده ام

کافتاب دولت اندر سایه اقبال اوست

هر کسی را چشم بر منظور و محبوبی دگر

زان میان ما را نظر بر ایلیا و آل اوست

سایه اندازد مگر بر من همایی کز شرف

طایر فرخنده اقبال زیر بال اوست

این مگس بر خوان انعامش کجا یارد نشست

کآسمان چون گرده ای بر سفره افضال اوست

خوش تواند خواند فردا نامه را ابن حسام

زان که نقش نام او بر نامه اعمال اوست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام