گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

دلم فریفتهٔ آن شمایل عربیست

که شکل و شیوه او را هزار بوالعجبیست

خیال لعل لبش در درون سینه من

چو باده در دل پر خون شیشهٔ حلبیست

بکشت فتنهٔ چشمش مرا و می‌بینم

که همچنان نظرش سوی من به بولعجبیست

مرید پیر مغانم که شیخ هر قومی

میان قوم چو اندر میان فرقه نبیست

مخار پای دل رهروان به خار جفا

که این طریقهٔ بد راه و رسم بولهبیست

مرو ز راه ادب تا بلندبخت شوی

که شوربختی مردم ز راه کم ادبیست

کجاست بانی قصر ارم که ترکیبش

به قصر شاه کنون خشت شرفهٔ طنبیست

ز جام لم یزلی جرعه‌ای به من دادند

مگوی مستی من ذوق بادهٔ عنبیست

مکن ز گردش دوران شکایت ابن حسام

که عادت فلک دون پرست منقلبیست

برو به آب قناعت بشوی دست طمع

که بیش حرمت مردم ز فرط کم طلبیست

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد ملکشاهی نوشته:

سلام

ضمن تشکر از زحمات جناب محمدی عزیز….در بیت دوم مصرع دوم
مصحح اشتباهن به جای باده نوشتن باد
تصحیح بفرمایید

با تشکر


پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام