گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۸

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

طراز طُّره مشکین پر شکن بشکن

دل شکسته مجروح صد چو من بشکن

ز چین زلف گرهگیر نافه ای بگشای

به بوی مشک خطا رونق ختن بشکن

بخنده زان لب شیرین عبارتی بگشای

به نکته منطق طوطی خوش سخن بشکن

چو لعبتان چمن باغ را بیارایند

به باغ بگذر و آرایش چمن بشکن

برنگ عارض گلرنگ ، آب لاله بریز

ببوی سنبل تر نکهت سمن بشکن

اگر ز پسته تنگ تو غنچه لاف زند

به دست باد صبا غنچه را دهن بشکن

ز گوی غبغبت ار سیب می زند ز نخی

چو وضع خویش نداند ورا ذقن بشکن

بیار لؤلؤ منظوم شعر ابن حسام

هزار در ثمین را ازو ثمن بشکن

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام