گنجور

غزل شمارهٔ ۱۲۳

 
ابن حسام خوسفی
ابن حسام خوسفی » غزلیات
 

تَعالِ مَن بِکَ وجدی که من هوای تو دارم

انیس قلب حزینی و جان برای تو دارم

کَفی بِخَدَّک وَردی چه جای لاله ی سیراب

کَذا و ایَّهُ وَردٍ که من به جای تو دارم

وَلی مُنیَ و هَواء طواف کعبه ی کویت

فَجِئتُ یابَک سَعیاً که من صفای تو دارم

إن اِبتَغَیتُ وَفاتی سر از وفات نپیچم

وإن رَضیِتَ بِرَاسی سر رضای تو دارم

وَ اِطَّلَعتُ بِحالی به های های بگریی

کما بِعِشقِکَ اَبکی و های های تو دارم

فَما تَطاوَلَ قلبی حدیث زلف درازت

وَ ما جَری بِدمُوعی ز ماجرای تو دارم

فِداکَ ابنِ حُسامٍ نثار کوی تو جانش

و کَیف اَقصِر عَنها که جان فدای تو دارم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: منابع ابن‌حسام | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام