گنجور

غزل شمارهٔ ۸۷۲

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

ای پر فشان چون بوی‌گل بیرنگی از پیراهنت

عنقا شوم تاگرد من یابد سراغ دامنت

با صد حدوث‌کیف وکم از مزرع ناز قدم

یک ریشه برشوخی نزد تخم دو عالم خرمنت

تنزیه صد شبنم حیاپروردهٔ تشبیه تو

جان صد عرق آب بقاگل‌کردهٔ لطف تنت

تجدید ناز آشفتهٔ رنگ لباس آرایی‌ات

بی‌پردگی دیوانهٔ طرح نقاب افکندنت

در وادی شوق یقین صد طور موسی آفرین

خاکستر پروانه‌ای محو چراغ ایمنت

در نوبهار لم‌یزل جوشیده از باغ ازل

نه آسمان‌گل در بغل یک برگ سبزگلشنت

دل را به‌حیرت‌کرد خون بر عقل زد برق جنون

شور دوعالم‌کاف و نون یک‌لب به‌حرف آوردنت

هرجا برون‌جوشیده‌ای‌خودرابه‌خود پوشیده‌ای

در نور شمعت مضمحل فانوسی پیراهنت

جوش محیط‌کبریا برقطره زد آیینه‌ها

ما را به ماکرد آشنا هنگامهٔ ما ومنت

نی عشق دانم نی‌هوس شوق توام سرمایه بس

ای‌صبح یک‌عالم نفس اندیشهٔ دل مسکنت

حسن حقیقت روبروسعی فضول آیینه‌جو

بیدل چه پردازد بگو ای یافتن ناجستنت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجتبی خراسانی نوشته:

این غزل نیایشی است به درگاه ذات باری تعالی.

کانال رسمی گنجور در تلگرام