گنجور

غزل شمارهٔ ۸۷۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

آمدم تا صد چمن بر جلوه‌نازان بینمت

نشئه، در، سر می به ساغر،‌گل به دامان بینمت

همچو دل عمری در آغوش خیالت داشتم

این زمان همچون نگه درچشم حیران بینمت

گرد دامانت به مژگان نیاز افشانده‌ام

بی‌کسوف اکنون همان خورشید تابان بینمت

ای مسیحا نشئهٔ رنج دو عالم احتیاج

برنگه ظلم است اگرمحتاج درمان بینمت

دیدهٔ خمیازه سنجی چون قدح آورده‌ام

تا به رنگ موج صهبا مست جولان بینمت

عالمی ازنقش پایت چشم روشن می‌کند

اندکی پیش آی تا من هم خرامان بینمت

حق ذات تست سعی دستگیریهای خلق

تا ابد یارب عصای ناتوانان بینمت

عرض تعداد مراتب خجلت شوق رساست

آنچه دل ممنون دیدنها شود آن بینمت

غنچگیهایت نصیب دیدهٔ بیدل مباد

چشم آن دارم‌که تا بینم‌گلستان بینمت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجید باهر نوشته:

آمدم تا صد چمن بر جلوه‌نازان بینمت

نشئه، در، سر می به ساغر،‌گل به دامان بینمت
با عرض پوزش
سلام به همه ،
در فرد دوم این بیت سکته است بخصوص گذاشتن کامه درمکان نامناسب ، و کلمه نشه بجاى نشئه درست تر است
و اگر کامه در جایش گذاشته شود بهتر خواهد بود
نشه در سر،مى به ساغر، گل به دامان بینمت
بنظر بنده درست تر است
امید اگر من اشتباه نوشته ام مرا رهنمایى کنید خرسند میشوم
در خدماتى که شما انجام داده اید من الفاظى ندارم که از سایت پر محتواى شما قدر دانى کنم واقعا زحمت کشیدید و شاهکار افریدید.
مجید باهر

محمد طاها کوشان نوشته:

نشئه درسر٬ می به ساغر٬ گل بدامان بینمت
درست است

کانال رسمی گنجور در تلگرام