گنجور

غزل شمارهٔ ۸۴۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

بی‌روی تو مژگان چه نگارد به سرانگشت

چشمی‌ست‌که باید به در آرد به سرانگشت

چون نی زتنگ مایگی درد به تنگیم

تا چند نفس ناله شمارد به سرانگشت

شادم‌که به زحمتکدهٔ عالم تدبیر

بی‌ناخنی‌ام عقده ندارد به سرانگشت

مشق خط بی‌پا و سرم‌سبحه شماری‌ست

کاش آبله‌ای نقطه گذارد به سرانگشت

در طبع جهان حرکت بی‌خواست خراشید

آن کیست که اندیشه گمارد به سرانگشت

از حاصل‌گل چیدن این باغ ندیدیم

جز ناخن فرسوده‌که دارد به سرانگشت

عمری‌ست‌که دررنگ چمن شور شکستی‌ست

کو غنچه‌که‌گل‌گوش شمارد به سرانگشت

از معنی زنهار من آگاه نگشتی

تا چند چو شمع آینه‌کارد به سرانگشت

تقلید محال است برد لذت تحقیق

نعمت چو زبان بر نگوارد به سرانگشت

ای بیکسی این بادیهٔ یأس ندارد

خاری که سر آبله خارد به سرانگشت

بیدل ز جهان محو شد آثار مروت

امروز به جز موکه‌گذارد به سرانگشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام