گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۴

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

شب‌ که جوش‌ حسرتی ‌زان نرگس‌ خودکام داشت

چشمهٔ آیینه موج روغن بادام داشت

یاد آن شوقی‌که از بیطاقتیهای جنون

دل تپیدن نیز در راهت شمار گام داشت

پختگی در پردهٔ رنگ خزا‌نی بوده است

میوه هم در فکر سرسبزی خیالی خام داشت

باد دامانت غبارم را پریشان کرد و رفت

سرمه‌ای در گوشهٔ چشم عدم آرام داشت

مصرع آه من از لعل تو پر بی‌بهره ماند

باب تحسین ‌گر نبود اهلیت دشنام داشت

از سراغ رفتگان جز گفتگو آثار نیست

شخص ‌هستی در نگین ‌بی‌نشانی نام داشت

چشم وا کردیم و آگاه از فنای خود شدیم

چون شرر آغاز ما آیینهٔ انجام داشت

عالمی را صید الفت‌ کرد رنگِ عجز من

در شکست ‌خویشتن‌ مشت ‌غبارم ‌‌دام داشت

عیشها کردیم تا بر باد رفت اجزای ما

خانهٔ ما بعد ویرانی هوای بام داشت

ناله را روزی ‌که اوج اعتبار نشئه بود

چون‌جرس بیدل ‌به‌جای ‌باده ‌دل ‌در جام داشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد هارون صادقی نوشته:

ملاحظات اوزان را میگذاریم به اهل خبره فنون زبان و ادبیات ولی آنچه که من دریافتم همانا یکسان بودن دو غزل در عین مطلع و مقطه است البته همین غزل های باشماره ۸۲۲ و ۸۲۴ امید بزرگواری نموده تصحیح و تجدید نظر صورت گیرید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام