گنجور

غزل شمارهٔ ۸۲۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

در وادیی که قدرت عجزم کمال داشت

بالیدگی چو آبله‌ام پایمال داشت

سیراب نازم از دل بی‌مدعای خویش

گوهربه جیب صافی مطلب زلال داشت

کردیم سیر وادی وحشت .سواد عشق

تا نقش پا همان رم چشم غزال داشت

-‌عون شمع جنبش مژه ها را، رختش برد

پرواز آرمیده ما طرفه بال داشت

شورطلب‌، ز وهم فنا سربه جیب ماند

ورنه به خاک نیز جنون احتمال داشت

سررشتهٔ هلال به خورشید محکم است

نقصان حال ما ثری ازکمال داشت

در عین وصل چشم به پیغام دوختیم

شبنم به روی‌گل نگهی در خیال داشت

اکنون علاج شبههٔ هستی‌که می‌کند

در سنگ نیز آینهٔ ما مثال داشت

آن حیرتی‌که‌کرد به رویت مقابلم

آیینه‌داری از دل بی‌انفعال داشت

مشکل به عیش بی‌نفسان پی بردکسی

شمع خموش سیر شبستان حال داشت

یارب شفق طرازکدامین بهار شد

رنگی‌که خون بیکسی‌ام زیر بال داشت

هرکس به قدرهمت خود ناز می‌کند

بیدل غم تو دارد اگر خواجه مال داشت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

انجینر محمد هارون صادقی نوشته:

با عرض سلام و تقدیم احترامات الیوم پنجشنبه مورخ ۱۳ حمل سال ۱۳۹۴ خورشیدی غزل مطرح مورد برسی گرفته شد که در مصرع چهارم اشتباهی کتبی محسوس است که چنین تحریر شده است.
عون شمع جنبش مژه ها را رخت برد.
در حالیکه اصل آن چنین است.
چون شمع جنبش مژه ما را زخویش برد
امیدوارم در قسمت تصحیح آن اقدام نموده ممنون سازید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام