گنجور

غزل شمارهٔ ۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

روزی‌که زد به خواب شعورم ایاغ پا

من هم زدم ز نشئه به چندین دماغ پا

رنگ حنا زطبع چمن موج می‌زند

شسه‌ست‌گوبی آن‌گل خودرو به باغ پا

سیر بهار رنگ نداردگل ثبات

لغزد مگر چولاله‌کسی را به داغ پا

آنجاکه نقش پای تومقصود جستجوست

سر جای موکشد به هوای سراغ پا

جز خاک تیره نیست بنای جهان رنگ

طاووس سوده است به منقار زاغ پا

با طبع سرکش اینهمه رنج وفا مبر

روز سور، شب‌کند اسب چراغ پا

یک گام اگر ز وهم تعلق گذشته‌ای‌

بیدل درازکن به بساط فراغ پا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دکتور ق. مصلح نوشته:

در آغاز مصرع دوم بیت دوم ، در کلمه ی “شسته” حرف “ت” اتفاقاً شسته شده. و به “شسه” تبدیل گردیده، اصل مصرع چنین است:
“شسته ست گویی آن گل خودرو به باغ پا”
درود بر شما، پیروز باشید؛

امیر حسین رحیمی زنجانبر نوشته:

روز «سوار» شب کند اسب چراغ پا

کانال رسمی گنجور در تلگرام