گنجور

غزل شمارهٔ ۷۹۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

سرو چمن دل الف شعلهٔ آهیست

سرسبزی این مزرعه را برق‌ گیاهیست

بی‌جرأت بینش نتوان محو تو گشتن

سررشتهٔ حیرانی ما، مدّ نگاهیست

کی سد ره اشک شود، دامن‌ رنگم

گر کوه بود در دم سیلش پر کاهیست

جز صیقلی آیینهٔ آب ندارد

هرچندکه سرو لب جو، مصرع آهیست

عزت‌طلبی‌، جوهر تسلیم به ‌دست آر

اینجا خم طاعت‌، شکن طرف ‌کلاهیست

تا چند زند لاف بلندی‌، سرگردون

این بیضه به زبر پر پرواز نگاهیست

بر حاصا دنیا چفدر ناز توان‌کرد

سرتاسر این مزرعه یک مشت ‌گیاهیست

فرش در دل شو،‌که ‌درین عرصه نفس را

از هرزه‌دوی خانهٔ آیینه پناهیست

زین‌ هستی بیهوده صوابی‌ که تو داری

گر جرم تصور نکنی سخت ‌گناهیست

فال سر تسلیم زن و ساز قدم ‌کن

تا منزل رحت زگریان نو رآهیست

بیدل پی آن جلو‌ه که من رفته‌ ام ازخویش

هر نفش قدم، صورت خمیازه آهیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصور محمدزاده نوشته:

خواهشمند است ابیات ششم، هفتم و آخر را اصلاح فرمایید:
نادرست:
تا چند زند لاف بلندی‌، سرگردون
این بیضه به زبر پر پرواز نگاهیست
بر حاصا دنیا چفدر ناز توان‌کرد
سرتاسر این مزرعه یک مشت ‌گیاهیست
بیدل پی آن جلو‌ه که من رفته‌ ام ازخویش
هر نفش قدم، صورت خمیازه آهیست
درست:
تا چند زند لاف بلندی‌، سرگردون
این بیضه به زیر پر پرواز نگاهیست
بر حاصل دنیا چقدر ناز توان ‌کرد
سرتاسر این مزرعه یک مشت ‌گیاهیست
بیدل پی آن جلو‌ه که من رفته‌ام از خویش
هر نقش قدم، صورت خمیازه آهیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام