گنجور

غزل شمارهٔ ۷۴۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

قانون ادب پرده در صورت و صدا نیست

زین ساز مگو تا نفست سرمه نوا نیست

از هرچه اثر واکشی افسانه دلیل است

سرمایهٔ این قافله جز بانگ درا نیست

هر حرف ‌که آمد به زبان منفعلم ‌کرد

کم جست ازین کیش خدنگی که خطا نیست

همت چقدر زیر فلک بال‌ گشاید

پست است به حدی‌ که درین خانه هوا نیست

عمری‌ست که از ساز بد اندامی آفاق

گر رشته و تابی‌ست به هم تنگ قبا نیست

ما را تری جبهه به عبرت نرسانید

جنس عرق سعی زدگان حیا نیست

بی‌عجز رسا قابل رحمت نتوان شد

دستی که بلندی رسدش باب دعا نیست

هشدار که در سایه‌ دیوار قناعت

خوابی‌ست‌ که در خواب پر و بال هما نیست

واماندهٔ عجزیم ز افسون تعلق

گر دل نکشد رشته‌، نفس آبله‌پا نیست

ازجهل وخردتا هوس وعشق ومحبت

جز ما چه متاعی‌ست‌ که در خانه‌ ما نیست

ما را کرم عام تو محتاج غنا کرد

گر جلوه تغافل زند آیینه گدا نیست

جز معنی از آثار عبارت نتوان خواند

گر غیر خدا فهم کنی غیر خدا نیست

هر بی‌بصری را نکند محرم تحقیق

آن دست حنا بسته ‌که جز رنگ حنا نیست

بیدل رم فرصت چمن‌آراست در اینجا

گل فکر اقامت چه‌ کند رنگ بجا نیست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصوری نوشته:

با سپاس از مدیران گرانقدر گنجور/ در برخی ابیات خطای تایپی مشهود است.
بیت اول، مصراع نخست:
قانون ادب پرده‌در صوت و صدا نیست
بیت ششم، مصراع دوم:
جنس عرق سعی ز دکّان حیا نیست

کانال رسمی گنجور در تلگرام