گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

ساز تو کمین نغمهٔ بیداد شکستی‌ست

در شیشهٔ این رنگ پریزاد شکستی‌ست

گوهر ز حباب آن همه تفریق ندارد

هرجاست سری درگره باد شکستی‌ست

تصویر سحر ‌رنگ سلامت نفروشد

صورتگر ما خامهٔ بهزاد شکستی‌ست

پیچ و خم عجزیم‌، چه ناز و چه تعین‌؟

بالیدن امواج به امداد شکستی‌ست

چون رنگ چه‌“‌بالم به غباری‌که ندارم

از خویش فراموشی من یاد شکستی‌ ست

تنها دل عاشق تپش یأس ندارد

هرشیشه تنک مشرب فریاد شکستی‌ست

بیدل نخوری عشوهٔ تعمیر سلامت

ویرانی بنیاد تو آباد شکستی ست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام