گنجور

غزل شمارهٔ ۷۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

ای غافل از رنج هوس آیینه‌پردازی چرا

چون شمع بار سوختن از سر نیندازی چرا

نگشوده‌مژگان چون شرر از خویش‌کن قطع نظر

زین یک دو دم زحمتکش جام و آغازی چرا

تاکی دماغت خون‌کند تعمیر بنیاد جسد

طفلی‌گذشت ای بیخرد با خاک وگل بازی چرا

آزادی‌ات ساز نفس آنگه غم دام و قفس

با این غبار پرفشان گم کرده پروازی چرا

گردی به جا ننشسته‌ای دل در چه عالم بسته‌ای

از پرده بیرون جسته‌ای واماندة سازی چرا

حیف است با سازغنا مغلوب خسّت زیستن

تیغ ظفر در پنجه‌ات دستی نمی‌یازی چرا

گر جوهر شرم و ادب پرواز مستوری دهد

آیینه‌گردد از صفا رسوای غمازی چرا

تاب و تب‌کبر و حسد بر حق‌پرستان‌کم زند

گر نیستی آتش‌پرست آخر به این سازی چرا

هرگز ندارد هیچکس پروای فهم خویشتن

رازی وگرنه این قدر نامحرم رازی چرا

از وادی این ما و من خاموش باید تاختن

ای‌کاروانت بی‌جرس در بند آوازی چرا

محکوم فرمان قضا مشکل‌کشد سر بر هوا

از تیغ گر غافل نه‌ای گردن برافرازی چرا

بیدل مخواه آزار دل از طاقت راحت گسل

ای پا به دوش آبله بر خار می‌تازی چرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

حمید زارعی نوشته:

بیت دوم مصرع دوم کلمه‌ی فرجام ، جام نوشته شده

زین یک دو دم زحمتکش فرجام و آغازی چرا

کانال رسمی گنجور در تلگرام