گنجور

غزل شمارهٔ ۶۴۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

سرکشیها به مرگ راهبرست

گردن موج را حباب سرست

نیست در رنگ اعتبار ثبات

آبروها چو موج درگذرست

سفله بر خرده‌های زر نازد

لاف پرواز سنگ از شررست

فال راحت مزن ‌کزین ‌کف خاک

هرچه آسوده‌تر، فسرد‌ه تر ست

دلخراشی‌ست غرض ‌جوهر هوش

وقت آیینه خوش‌ که بیخبر ست

شوق واماندگی نصیبت مباد

دل افسرده نالهٔ دگرست

بی تو چندان گر‌‌یستم که چو ابر

سایهٔ من سواد چشم ترست

از هجوم بهار اَبله‌ام

جاده پنهان چو رشته در گهرست

بر اثرهای عجز می‌تازم

همچو رنگم شکست بال و پرست

پشت تمکین به اعتبار قوی‌ست

کوه را لعل مهره ی ‌کمرست

در طبلگاه دل چو موج و حباب

منزل و جاده هر دو در سفرست

غفلت،‌ افسون نارسایی ماست

دست خوابیدگان به زیر سرست

بیدل ازگریه شهرتی داریم

بال پرو‌از ابر چشم ترست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام