گنجور

غزل شمارهٔ ۵۷۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

برروی ما چوصبح نه‌رنگی شکسته است

گردی ز دامن تپش دل نشسته است

بی‌آفتاب وصل تو بخت سیاه ما

مانند سایه آینهٔ زنگ بسته است

زاهد حذر ز مجلس مستان‌که موج می

صد توبه را به یک خم ابرو شکسته است

در بزمگاه عشق هوس را مجال نیست

تا شعله‌گرم جلوه شود دود جسته است

در خلوتی‌که حسن تو دارد غرور ناز

حیرت زچشم‌آینه بیرون نشسته است

نومیدی‌ام ز درد سر آرزو رهاند

آسوده‌ام که رشتهٔ سازم گسسته است

تا چند با درشتی عالم نساختن

این باغ را اگر ثمری هست خسته است

آزاد نیستی همه‌گر بی‌نشان شوی

عنقا هم اززبان خلایق نرسته است

ما لاف طاقت از مدد عجز می‌زنیم

پرواز ما چو رنگ به بال شکسته است

آزاد ظالم از اثر دستگاه اوست

بیدل به خون نشستن خنجرزدسته است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مصطفی پورکریمی نوشته:

مصرع اول بیت پایانی ” آزار ظالم” هم می تواند صحیح باشدکه با مصرع پایانی که علت به خون نشستن خنجر را دسته ی آن می داند همخوانی دارد :
آزاد ظالم از اثر دستگاه اوست
آزار ظالم از اثر دستگاه اوست

بهرام اشتری نوشته:

با تایید نظر آقای پورکریمی، معتقدم که تنها «آزار» صحیح است و آزاد معنایی ندارد

بهرام اشتری نوشته:

«آزار» معنی بهتری دارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام