گنجور

غزل شمارهٔ ۴۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

سری‌نبودبه وحشت‌زبزم‌جستن‌مارا

فشار تنگی دلها شکست دامن ما را

چواشک بی سر و پایی جنون شوق‌که‌دارد

زکف نداد دویدن عنان دیدن ما را

رسیده‌ایم ز هر دم زدن به عالم دیگر

سراغ ازنفس ماکنید مسکن ما را

سیاه روزی شمع آشکار شد زتأمل

به‌پیش‌پا چه بلایی‌ست طبع روشن ما را

کجا رویم‌که بیداد دل رسد به شنیدن

به سرمه داد نگاهش غبار شیون ما را

نگه‌چو جوهر آیینه سوخت ریشه‌به‌مژگان

ز شرم حسن‌که دادند آب‌گلشن ما را

فلک چوسبحه درین خشکسال قحط مروت

به پای ریشه دوانید تخم خرمن ما را

نفس به قید دل افسرده همچو موج به‌گوهر

همین یک آبله استادگی‌ست رفتن ما را

عروج نازگلی بود از بهار ضعیفی

به پا فتاد سرما ز پا فتادن ما را

جز انفعال ندارد هلاک مور تلافی

دیت همین فرق جبهه‌ای‌ست‌کشتن ما را

زشرم وسوسه دادیم عرض شهرت بیدل

که فکرما نکند تیره‌، طبع روشن ما را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

وزن این غزل مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن است که به اشتباه مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن ذکر شده به همین ترتیب بحر آن مجتث مثمن مخبون میباشد.

رضا کرمی نوشته:

و رهیافتی دیگر بر یکی از ابیات حضرت بیدل:

فـلـک چوسبحه درین خشکسال قحط مروت
بــه پــای ریـشـه دوانـیـد تـخـم خـرمـن مـا را

قبل از اینکه به کشف زیبایی که در این بیت است بپردازم به چند اشاره حضرت بیدل در ارتباط با سبحه و دویدن دانه های آن اشاره می کنم .

حضرت بیدل حرکت مداوم دانه ها ی تسیبح را به دویدنهای آنها برای رسیدن به مقصود تشبیه می کند به این بیت در این رابطه توجه کنید:

چـون سـبـحـه ایـنقدر به چه امید می‌دود

دل در رکــاب اشــک چــکــیــدن خـرام مـا

و در بیتی دیگرعلاوه بر اینکه اشاره به دویدن دا نه های تسبیح دارند با قرین کردن دانه و ریشه پرده از راز نهفته در بیت مورد نظرما بر می دارند

بر دوش آه محمل دل بسته است شوق

چون سبحه می‌دود به سر ریشه دانه‌ام

حضرت بیدل دربیت مورد نظر ما می فرمایند:

فـلـک چوسبحه درین خشکسال قحط مروت

بــه پــای ریـشـه دوانـیـد تـخـم خـرمـن مـا را

همانطور که می دانیم اولین عضوی که از دانه پس از رویش بیرون می آید ریشه است حضرت بیدل ریشه های بیرون آمده از دانه را تشبیه به پاهای دانه می کند …….

به این عکس توجه کنید که چقدر ریشه های برون آمده از بذر شبیه پا می باشند:

http://courses.cropsci.ncsu.edu/cs414/cs414_web/CH_1_2005_files/image008.jpg

ریشه دواندن بذر اصطلاحی است که حتی امروزه در علم کشاورزی به حرکت ریشه و نفوذ آن در خاک برای جذب آب و مواد غذایی اطلاق می شود

حضرت بیدل می فرمایند در خشکسالی ای که وجود دارد دانه های(تخم های) خرمن ما در پی آب با پای ریشه و به امید رسیدن به مقصود در حال دویدن و تکاپو می باشند همچون دانه های تسبیح که دائم در حاال حرکتند
ذکر این نکته ضروریست که نخی که ار بین دانه های تسبیح رد می شود معمولا به صورت ریشه ریشه است از این نظر شباهتی ست بین دا نه ی گیاه که با پای ریشه گام به سوی مقصود بر می دارد و دانه ی تسبیح که بر محمل نخی (ریشه ریشه) مدام در حال حرکت است.

معنی روان بیت:

روزگار در این خشکسالیی که وجود دارد تخم و دانه ی خرمن ما را با پاهای ریشه وادار به دویدن( به دنبال آب )کرد همچون دانه های تسبیح که مدام در حال دوبدن می باشند

رضا کرمی فروردین ۱۳۹۰

عبدالرزاق اختری نوشته:

به نظر من ، نظر محترم ” ناشناس ” درست است ، وزن این غزل ” مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ” است . با درود !

عبدالرزاق اختری نوشته:

به نظر من ، نظر محترم ناشناس درست است ، وزن این غزل ” مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن ” است . با درود !

کانال رسمی گنجور در تلگرام