گنجور

غزل شمارهٔ ۴۲۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

خط لعلت غبار حیرت‌افزاست

زمرد از رگ این لعل پیداست

ز غارت‌کاری دور نگاهت

به روی باده رنگ نشئه عنقاست

ز بیدادت بهار ناز رنگین

ز رفتار تو کار فتنه بالاست

در آن محفل‌که درد عشق ساقی‌ست

تمنا باده است و ناله میناست

هنرجمعیت ما را برآشفت

ز جوهر نسخهٔ آیینه اجزاست

بهار عجز امکان را کفیلیم

شکست هرچه باشد خندهٔ ماست

سراسر خوب غفلت می‌پرستیم

خیال پوچ سخت افسانه پیراست

زکف‌، گرداب‌، دارد پنبه درگوش

که غافل از خروش موج دریاست

فنا سامان‌کن و مست غنا باش

که در خاک آنچه می‌خواهی مهیاست

به هرجا دامی افکنده‌ست صیاد

بهار نرگسستان تمناست

برون میتاز از این نه حلقه زنجیر

جنون عاشقان یک نشئه بالاست

سحر درپرتو خورشید محو است

به هرجا طبع‌، روشن شدم نفس‌کاست

ز رنگین جلوه‌های یار بیدل

رگ‌گل دسته بند حیرت ماست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

رعنا نوشته:

در بیت سوم مصرع دوم درج تو به جای نو .
با تشکر ار سایت بسیار ارزشمند

پاسخ: با تشکر، تصحیح شد.

بهروز قزلباش نوشته:

به هرجا دامی افکنده‌ صیاد/ مفاعیلن مفاعیلن مفاعی

بهروز قزلباش نوشته:

در مصراع دوم بیت یکی مانده به آخر
«به هرجا طبع‌، روشن شدم نفس‌کاست» م در شدم اضافه بر وزن و حشو در معنی است.
اصباح شودبه«به هرجا طبع‌، روشن شد،نفس‌کاست»

کانال رسمی گنجور در تلگرام