گنجور

غزل شمارهٔ ۴۱۳

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

شوخ بیباکی‌که رنگ عیش هر کاشانه ریخت

خواست‌ شمعی‌ بر فروزد آتشم‌ در خانه ریخت

فیض معنی درخور تعلیم هر بی‌مغز نیست

نشئه را چون باده نتوان در دل پیمانه ریخت

شد نفس از کار، اما عقدهٔ دل وانشد

این‌کلید ازپیچ و تاب قفل ما دندانه ریخت

ای خوش آن رندی‌ که در خاک خرابات فنا

رنک‌ آسایش‌ چو اشک ‌از لغزش ‌مستانه ریخت

اولین جوش بهار عشق می باشد هور

بی‌خس‌و خاشاک نتوان رنگ آتشخانه ریخت

شب خیال پرتو حسن تو زد بر انجمن

شمع چندان آب شد کز دیدهٔ پروانه ریخت

وحشتی‌ کردیم و جستیم از طلسم اعتبار

پرفشانی‌ گرد ما بیرون این وبرانه ریخت

گریهٔ بلبل پی تسخیرگل بیهوده است

بهر صید ط‌ایران رنگ‌، نتوان دانه ریخت

بادهٔ دردی‌ که ناموس دو عالم نشئه بود

شوخ‌چشمیهای اشک از بازی طفلانه ریخت

سر به صحرا دادههٔ نیرنگ سودای توام

می‌توان از مشت خاکم عالم دیوانه ریخت

گرد ناز از دامن گیسوی یار افشانده‌ام

از گداز من توان آبی به دست شانه ریخت

از دلم برداشت بیدل ناله مهر خامشی

اضطراب ربشه آب خلوت این دانه ریخت

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد هارون صادقی نوشته:

وحشتی‌ کردیم و جستیم از طلسم اعتبار
پرفشانی‌ گرد ما بیرون این وبرانه ریخت

با عرض سلام و تقدیم احترامات خدمت تمام دست اندر کاران این سایت جامع و مفید. در بیت فوق اشتباه تایپی به نظر میرسد که لطف نموده در قسمت تصحیح آن اقدام خواهند فرمود « به عوض وبرانه باید نوشت ویرانه »

متشکرم

شکیب سالک نوشته:

اولین جوش بهار عشق می باشد هور
هور در این فرد اشتباه است
به بنیاد نسخه مطبعه کابل این کلمه هوس است یعنی:
اولین جوش بهار عشق می باشد هوس
بی‌خس‌و خاشاک نتوان رنگ آتشخانه ریخت

کانال رسمی گنجور در تلگرام