گنجور

غزل شمارهٔ ۳۳۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب

رنگ نخجیر تو می‌گردد ز پهلوی‌کباب

ناز اگرافسون نخواند مانع آن جلوه‌کیست

در بنای وهم غیرآتش زن وبرخود بتاب

جام نرگس‌گرمی شبنم به شوخی آورد

پیش‌چشمت‌نیست‌غیر از حلقهٔ‌چشم‌پر آب

در مقامی کز تماشایت گدازد هستی‌ام

عرض خجلت دارد ایجاد عرق از آفتاب

واصلان را سودها باشد ز اسباب زیان

قوت پرواز می‌گیرد پر ماهی از آب

از نشان و نام ما بگذر، خیالی پخته‌ایم

خاتم‌گرداب نقشی نیست غیر از پیچ و تاب

در عدم بیکاری ما شغل هستی پیش برد

صنعت اوهام‌کشتی راند در موج سراب

رفتم از خود آنقدرکان جلوه استقبال‌کرد

گردش رنگم فکند آخر ز روی او نقاب

ازگداز من عیار عشق می‌باید گرفت

درعرق دارد جبین تا چشمهٔ خورشید، آب

حسن‌و عشقی نیست اینجا با چه‌پردازدکسی

خانهٔ لیلی سیاه و وادی مجنون خراب

زندگی در قدر جمعیت نفهمیدن‌گذشت

ای شعورت دورباش عافیت لختی بخواب

عالم معنی شدیم وداغ جهل ازما نرفت

ساخت بیدل علمهای بی‌عمل ما راکتاب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد حکیم مهری نوشته:

در کلیات بیدل چاپ ۱۲۹۸ مطبعهء صفدری واقع شهر بمبئی دربند آخر می طلبی ( میشنوی ) آمده ازنظر شما کدام یک درست است؟

محمد حکیم مهری نوشته:

در غزل شماره ۳۳۷ دربند آخر در عوش کرد بیدل علمهای بی عمل مارا کتاب ( ساخت بیدل علمهای بی عمل مارا کباب) آمده ازنظر عالی جنابان کدام یک درست است
نوت: کلیات بیدل چاپ ۱۲۹۸ مطبعهء صفدری شهر بمبئی.

کانال رسمی گنجور در تلگرام