گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

گفتگو صد رنگ ناکامی دماند ازکامها

وصل هم موهوم ماند از شبههٔ پیغامها

غیر دیر وکعبه هم صد جا تمنا می‌کند

زندگی یک جامه‌وار و اینهمه احرامها

ریشهٔ نشو و نما از دانهٔ ماگل نکرد

ماند چون حرف خموشی در طلسم‌کامها

قطرهٔ ما ناکجا سامان خودداری‌کند

بحر هم از موج اینجا می‌شماردگامها

گل‌کند در وحشت دردسر فرماندهی

چون شررازسنگ ریزد زین نگینها نامها

چون به آگاهی فتدکار، اهل دنیا ناقصند

ورنه در تدبیر غفلت پخته‌اند این خامها

ازنشان هستی ما سکه نامی بیش نیست

صید ما حکم صدا دارد به‌گوش دامها

لاله وگل بسکه لبریزند ازصهبای رنگ

درشکستن هم صدایی سر نزد زین جامها

از تپش آواره‌ها بی‌ریشهٔ جرأت مباش

در زمین ناتوانی گشته‌اند آرامها

بیدل از آیینهٔ زنگار فرسودم مپرس

داشتم صبحی‌که شد غارت نصیب شامها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام