گنجور

غزل شمارهٔ ۲۹۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

شرم از خط پیشانی ما ریخته شقها

زین جاده نرفته‌ست برون نقب عرقها

درس‌همه درسکتهٔ تدبیرمساوی ست

در موج‌گوهر نیست پس و پیش سبقها

زین خوان تهی مغتنم حرص شمارید

لیسیدن اگر رو دهد از پشت طبقها

بی‌ماحصل مشق دبستان وجودیم

باید به خیالات سیه‌کرد ورقها

فریادکه بستند براین هستی باطل

یک‌گردن و صد رنگ ادکردن حقها

تیغت‌چه‌فسون‌داشت‌که‌چون‌بیضهٔ طاووس

گل می‌کند از خاک شهید تو شفقها

بیدل‌ز چه‌سوداست جنون‌جوشی این‌بحر

عمری‌ست که دارد تب امواج قلقها

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

سین نوشته:

سلام
بیت ۵
ادا کردن حق ها

کانال رسمی گنجور در تلگرام