گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۳۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

ای شیخ به تدبیر امل بیهده حرفی

دستار به کهسار میفکن تل برفی

همنسبتی جوهر رازت چه خیال است

از وهم برون ‌آ،‌ کف این قلزم ژرفی

دون فطرتیت غیر جنون هیچ ندارد

بر حوصلهٔ پوچ مناز آبله ظرفی

در عالم برق و شرر امید وفا نیست

هستی رم نازست و تو حسرت‌کش طرفی

با نقش خیال این همه رعنا نتوان زیست

چون پیکر طاووس ز نیرنگ شگرفی

بحث من و ما برده‌ای آن سوی قیامت

ای مدٌ نفس با همه فرصت دو سه حرفی

بیدل ادب علم و فن از دور بجا آر

جزخجلت تقریرنه نحوی و نه صرفی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام