گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۸۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

عالمی بر باد رفت از سعی بی‌پا و سری

خامه‌ها در مشق لغزش‌گم شد از بی‌مسطری

فرصت جمعیت دل نوبهار مدعاست

غنچه خسبی‌ها مقدم گیر بر گل بستری

گفتگو بنیاد تمکینت به توفان می‌دهد

گر همه‌کهسار باشی زین صداها می‌پری

بی‌محابا دم مزن‌ گر پاس دل می‌بایدت

با نفس دارد حباب آیینهٔ میناگری

ریزش اشکی چو شمعت خضر مقصدکرده‌اند

کاش با این لغزش از استادگی‌ها بگذری

ربشه برگردون دوانیدیم و عجز ما بجاست

سعی بالیدن نبرد از پهلوی ما لاغری

در پی ما انفعال سرنوشت افتاده است

نامهٔ ما را مپیچان خط ما دارد تری

زین اثرها کز سعادت خفته در بال هما

بر پر طاووس بایستی دکان مشتری

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام