گنجور

غزل شمارهٔ ۲۶۰۳

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

ننگ دنیا برندارد همت معنی نگاه

تا بصیرت بر دیانت نیست معراج است جاه

زبن چمن رشکی‌ست بر اقبال وضع غنچه‌ام

کز شکست دل دهد آرایش طرف‌ کلاه

طالب وصلیم ما را با تسلی‌ کار نیست

ناله‌گر از پا نشیند اشک می‌افتد به راه

درگلستانی که تخمی از محبت کاشتند

زخم می بالد گل اینجا ناله می روید گیاه

نقشبندان هوس را نسبتی با درد نیست

خامهٔ تصویر نتواند کشیدن مدّ آه

مایهٔ یمنی ندارد دستگاه آگهی

خانمان مردمان دیده می‌باشد سیاه

جلوه فرش توست اگر از شوخ چشمی بگذری

می‌شود آیینه چون هموار می‌گردد نگاه

تا ابد محو شکوه خلق باید بود و بس

شاه ما آیینه می‌پردازد ازگرد سپاه

بی‌تماشا نیست حیرتخانهٔ ناز و نیاز

عشق اینجا آه آهی دارد آنجا واه واه

چون نگه دردیدهٔ حیران ما مژگان گمست

جوهر آیینه در دیوار حل کرد‌ست کاه

سایه و تمثال محسوب زیان و سود نیست

حیف خورشید‌ی‌که پرتو باز می‌گیرد ز ماه

زبرگردون هرزه شغل لهو باید زیستن

غیر طفلی نیست بیدل مرشد این خانقاه

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

مجتبی خراسانی نوشته:

بیدل ، آیینه ات زلال باد !
طالب وصلیم ما را با تسلی‌ کار نیست
ناله‌گر از پا نشیند اشک می‌افتد به راه

کانال رسمی گنجور در تلگرام