گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۴۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

سوخت چون موج گهر بال تپیدنهای من

عقدهٔ دل‌گشت آخر آرمیدنهای من

آبیار مزرعم یارب تب سودای کیست

درد می‌جوشد چو تبخال از دمیدنهای من

صد بیابان آرزو بی‌جستجو طی می‌شود

تا به نومیدی اگر باشد رسیدنهای من

آه دردم تهمت آلود رعونت نیستم

رستن است از قید هستی سرکشیدنهای من

از مقیمان بهارستان ضعف پیری‌ام

گل زنقش پا به سر دارد خمیدنهای من

عالمی را کرد حسرت بسمل ناز و نیاز

دور باش غمزه و دزدیده دیدنهای من

از سر کویت غبارم برده اند اما هنوز

می‌تپد هر ذره در یاد تپیدنهای من

جرأت بیحاصلی خجلت گداز کس مباد

اشک شد پرواز چون چشم از پریدنهای من

بسکه اجزایم زدرد ناتوانیها گدا‌خت

چون صدا شد عینک دیدن شنیدنهای من

وحشتم غیر از کلاه بی‌نشانی نشکند

دامن رنگم بلند افتاده چیدنهای من

همچو اشک از شرم جرأت بایدم گردید آب

تا یکی لغزش تراود از دویدنهای من

وحشتم فال‌گرفتاریست بیدل همچو موج

نیست بی‌ایجاد دام از خود رمیدنهای من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

بسکه اجزایم زدرد ناتوانیها گدا‌خت
چون صدا شد عینک دیدن شنیدنهای من
************
خواهشمند است بیت بالا را توضیح دهید

شمس الحق نوشته:

مصرع دوم ابیات این غزل همگی از یک سبک خاص پیروی میکنند و این بیت مورد نظر شما هم مصرع اولش که روشن است واز ناتوانی اجزا یا اعضای بدنش که حاصل پیری است می نالد .
اما درمصرع دوم میگوید آنچه که می شنوم برای من فقط حکم یک صدا وآوا را دارد همانگونه که چشمانم بدون عینک نمی دید و آرزو دارد که وسیله ای مثل عینک چشم بود که همان کار را برای شنواییش میکرد والقصه شاعر پیر ما سمعک میخواهد . این یک توضیح
اما توضیح دوم که بیشتر بحقیقت نزدیک است درمصرع دوم شاعر پیر که هم عینک دارد و هم سمعک میگوید که همانگونه که بدون عینک چشمانم نمی دید اگر سمعک هم نبود آنچه می شنیدم [ شنیدن های من ] برای من جز صدایی بی معنی نبود .

عشرت نوشته:

سلام شمس الحق عزیز. واقعاً مصرع دوم بیتی که تفسیر کردید تعقید داشت و من طریقی برای معنایش نیافتم؛ اما معنایی که شما برایش درنظر گرفتید به نظرم صحیح مینماید. سپاس که مشکل مرا حل کردید. اگر تفسیر دیگری هم دوستان دارند خوشحال می شوم آگاهم کنند.

شمس الحق نوشته:

دوستان با کمال خوشوقتی عشرت حذف شد تا کی باز با نامی دیگر سربرآورد . با تشکر ازگنجور .

شمس الحق نوشته:

البته گنجور اجباراً برای حذف هجویات عشرت مجبور شد از حاشیه ۴ به بعد همه را پاک کند که دراین میان نظرات شما دوستان محترم نیز اجباراً حذف گردید . از همگان سپاسگزارم .

امین کیخا نوشته:

و العاقبه للمتقین

کانال رسمی گنجور در تلگرام