گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۲۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

سوخته لاله‌زار من رفته گل از کنار من

بی‌تو نه رنگم و نه بو ای ‌قدمت بهار من

دوش نسیم مژده‌ای گل به سر امید زد

کز ره دور می‌رسد سرو چمن سوار من

گر به تبسمی رسد صبح بهار وعده‌ات

آینه موج‌گل زند تا ابد از غبار من

گر همه زخم خورده‌ام گل زکف تو برده‌ام

باغ حناست هر کجا خون چکد از شکار من

فرصت دیگرم‌ کجاست تا کنم آرزوی وصل

راه عدم سپید کرد شش جهت انتظار من

عکس تحیر آب و رنگ منفعل است از آینه

گرد نفس نمی‌کند هستی من ز عار من

آه سپند حسرتم ‌گرمی مجمری ندید

سوختنم همان بجاست ناله نکرد کار من

کاش به‌ وامی از عرق حق وفا ادا شود

نم نگذاشت در جبین گریهٔ شرمسار من

خاک تپیدنم ‌که برد گرد مرا به‌کوی تو

بنده حیرتم که کرد آینه‌ات دچار من

ظاهر و باطن دگر نیست به ‌ساز این نشاط

تا من و تو اثر نواست نغمهٔ توست تار من

گربه سپهرم التجاست ورمه و مهرم آشناست

بیدل بیکس توام غیر تو کیست یار من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

بهرام شاهى نوشته:

بیت پایانى را، شادروان استاد محمد حسین سراهنگ، موسیقیدان برجسته افغان، که خود از بیدل-شناسانِ بنام است، در کنسرت خویش در کابل در سال ١٩٨٣ میلادى چنین میخواند:

نى به سپهرم التجاست، نى مه و مهرم آشناست
بیدل بیکسِ تو ام، غیرِ تو کیست یار من؟

من نمیدانم ماخذ شادروان سراهنگ چه کتاب یا نوشته اى بوده اما به دو شوند (دلیل) قولِ استاد سراهنگ را درست تر میشمارم:

نخست: رابطه طبیعىِ مصرع نخست با مصرع دوم، در قولِ استاد، بسیار منطقى تر و پُر-معنا تر است؛ شاعر مى گوید: نه به فلان (سپهر) امید دارم و نه به بهمان (ماه و مهر) آشنایى! منِ بیکس (تنها) از آن تو هستم. به جز تو چه کس را دارم؟
حال آنکه در متن مندرج در گنجور، معنا چنین میشود: “(حتى” اگر به آسمان امید داشته باشم و “حتى” اگر با ماه و خورشید آشنا باشم، “نهایتاً” منِ بیکس “تنها” از آنِ تو هستم. به جز تو چه کس را دارم؟”
همچنان که مى بینید، با وجود افزودنِ دو واژه “حتى” و “نهایتاً” (از سوىِ این کمترین، نگارنده این سطور، به منظور یافتن بهترین معنا)، شعر همچنان مى لنگد و کمابیش بى معناست. حتى مى توان گفت که در متنِ گنجور، برداشتى که از مصرعِ دوم مى شود، بر آخشیجِ (= بر ضدّ، متضادِ ) ادعاىِ شاعر در مصرع اول است زیرا که: در مصرع دوم مى گوید که هیچکس را (به جز فردِ دلخواهِ) خویش ندارد حال آن که در مصرع دوم، دست کم به طور ضمنى، مدعى امید داشتن به آسمان و آشنایى با ماه و خورشید است.

دوم: همین که مرجعِ معتبرى چون شادروان استاد سراهنگ این بیتِ بیدل را چنین بخواند، به گمانِ این کمترین، حجت است و کافى ست.

براى این اجراىِ استاد، آدرس زیر (یوتیوب) را ببینید:

http://www.youtube.com/watch?v=esQsAeB-3-g&feature=youtube_gdata_player

بهرام شاهى نوشته:

تصحیح:
با پوزش، حتى در بازخوانىِ نوشتهِ خویش، درنیافتم که در پاراگراف سوم، درست پیش از عبارتِ “..،دست کم به طور ضمنى،…”، میبایستى بنویسم “مصرع اول”. اما نوشته ام: “مصرع دوم” که البته ناددرست است.
باز، پوزش از این بى دقتى!

بهرام

مجید نامجو نوشته:

سلام . اگر ممکنه معنای کامل شعر بیدل را برایم ارسال کنید منظورم مفهوم کلی شعر است.. سوخته لاله زار من رفته گل از کنارمن……..
متشکرم

کانال رسمی گنجور در تلگرام