گنجور

غزل شمارهٔ ۲۵۰۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

آزادی آخر بد باخت با من

رنج‌ کمر شد چینهای دامن

مزدور عجز است تسلیم الفت

دل هر چه برداشت ‌گشتم دو تا من

زیر و بم عمر روشن نگردید

کاین شور عبرت او بود یا من

یارب چه پرداخت سحر تعین

خلقی شهید است زین خونبها من

غافل مباشید از فهم اسرار

معنی خیالان یادی‌ست با من

دل بر که بندم رنگ از چه‌ گیرم

از هر دو عالم چون او جدا من

هر جا رسیدم یک نغمه دیدم

یارب کجایی‌ست این جابجا من

خود سنج وهمی با بیش و کم ساز

مفت ترازوست مثقال یا من

دل زین خرابات دیگر چه جوید

زد شیشه بر سنگ آمد صدا من

هنگامهٔ وهم بگذار مگذر

من تا کجا او، او تا کجا من

بیدل به خود هیچ طرفی نبستم

در معنی او بود این بیوفا من

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام