گنجور

غزل شمارهٔ ۲۴۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

داغ‌گل‌کرد بهار از اثر لالهٔ ما

سرمه‌گردید صدای جرس نالهٔ ما

محوجولان هوس‌گشت سروبرگ نمو

داشت پرگار هوا شعلهٔ جوالهٔ ما

چند چون چشم بتان قافله‌سالاری ناز

اثر روز سیاه است به دنبالهٔ ما

با همه جهل‌گر از زاهد ومکرش پرسی

سامری نیست فسون قابل‌گوسالهٔ ما

عاقبت همچو چنار از اثر دست دعا

آتش آورد برون زهدکهن سالهٔ ما

بر سیه‌بختی خود ناز دو عالم داریم

سایه دارد مژه‌ات بر سر بنگالهٔ ما

همچو شمع از چمن آیینه ساغر زده‌ایم

گر رسد رنگ به پرواز شود هالهٔ ما

آب باید شدن از خجلت اظهار آخر

عرقی هست‌گره در نظر ژالهٔ ما

درنه بیضهٔ افلاک شکافی بیدل

تا به‌کام تپشی بال‌کشد نالهٔ ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام